معانی کلمه : تکۀ مرکزی
فرهنگ فارسی
بخش مرکزی سوزن که عبور چرخهای قطار را از خطی به خط دیگر امکانپذیر میکند
فرهنگستان زبان و ادب
{frog} [حمل ونقل ریلی] بخش مرکزی سوزن که عبور چرخ های قطار را از خطی به خط دیگر امکان پذیر می کند

بخش مرکزی سوزن که عبور چرخهای قطار را از خطی به خط دیگر امکانپذیر میکند