معانی کلمه : تکنولوژی
فرهنگ عمید
۱. بهره گیری از یافته های علمی برای بهبود عملکرد در زمینه های صنعتی، کشاورزی، آموزشی، اقتصادی، و مانند آن ها.
۲. (اسم ) روش ها و فنونی که به این منظور به کار برده می شوند، فناوری.
۲. (اسم ) روش ها و فنونی که به این منظور به کار برده می شوند، فناوری.
فرهنگ معین
(تِ نُ لُ ) [ فر. ] (اِ. ) ۱ - مطالعة فنون و ابزار و ماشین آلات و مواد اولیه . ۲ - تجهیزات و روش های علمی که در حیطة خاصی به کار برده شود، فناوری . (فره ).
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:فناوری
wikijoo: تکنولوژی
فرهنگ فارسی
علم به صنایع وحرفه ها، مجموع اصطلاحات فنی یاصنعتی
دانشنامه عمومی
فناوری، تَشنیک شناسی، تَشنیگری.
مترادف و متضاد
صنعت، صنعتی
فنآوری، فنشناسی، دانش فنی
۱. فنآوری، فنشناسی، دانش فنی
۲. صنعت، صنعتی
technology (اسم)
تکنولوژی، فن شناسی، اشنایی باصول فنی، شگرد شناسی
فرهنگ فارسی ساره
فن آور
