تکاپوی. [ ت َ ] ( اِ مرکب ) از: تک +الف واسطه +پوی بمعنی پوییدن. ( حاشیه برهان چ معین ). آمد و شد از روی تعجیل و شتاب و جستجوی بسیار باشد و بعضی گویند که تکاپوی تردد بی فایده است. ( برهان ) ( از ناظم الاطباء ). دوادوی. ( اوبهی ). دویدن و جستجوی. ( شرفنامه منیری ). آمد و شد به تعجیل یعنی دویدن بود به تک. ( اوبهی ). آمدو شد و دویدن پراکنده به هر سوی. ( صحاح الفرس ). تک و تاز. ( انجمن آرا ) ( آنندراج...
فرهنگ فارسی
( تکاپو ی ) ( اسم ) ۱ - رفت و آمد بتعجیل . ۲ - جستجوی بسیار تفحص زیاد . ۳ - کوشش .