تکروی. [ ت َ رَ ] ( حامص مرکب ) عمل تکرو. و رجوع به تکرو شود.
فرهنگ فارسی
عمل تکرو
مترادف و متضاد
single foot (اسم)تکاور، تک روی، اسب تک روindividualism (اسم)فرد گرایی، اصول استقلال فردی، خصوصیات فردی، حالت انفرادی، تک روی، تک سازی، فرد پرستیindividualist (اسم)تک روی، فرد گرای...
فرهنگستان زبان و ادب
{unilateralism} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] تمایل یک دولت به اتخاذ و اِعمال سیاست خارجی کشور بدون هماهنگی با دیگران حتی هم پیمانان خود