Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تک افتادن

تلفظ بین المللی : /tˈak oftˈɑdan/ تلفظ :‌ [t'ak oft'Adan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • تک افتاده
  • تک
  • تک بازی
  • تک خال
  • تک خال زدن
  • تک ساختن
  • تک سازی
  • تک سخنگویی
  • تک سوی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

تک افتادن. [ ت َ اُ دَ ] ( مص مرکب ) تنها واقع شدن. بزیر افتادن.
- امثال :
حسن نزاد و نمرد، از پشت بام تک افتاد و مرد. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

تنها واقع شدن

مترادف و متضاد

جدا شدن، جداماندن، تنها شدن، تنها ماندن، دور افتادن


کلمات مرتبط

  • تک افتاده
  • تک
  • تک بازی
  • تک خال
  • تک خال زدن
  • تک ساختن
  • تک سازی
  • تک سخنگویی
  • تک سوی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات