معانی کلمه : تپه
لغت نامه دهخدا
تپه . [ ت َ پ َ ] (اِخ ) قریه ای است تابع سنجاغ ازمیر از ولایت آیدین که در قضای اوده مش قرار دارد. در اطراف این قریه یک رشته خرابه ها و آثار عتیقه وجود دارد. (از قاموس الاعلام ترکی ).
فرهنگ عمید
۱. (زمین شناسی ) برآمدگی کم ارتفاع پوستۀ زمین.
۲. هر چیز انباشته شده بر روی هم.
۲. هر چیز انباشته شده بر روی هم.
فرهنگ معین
(تَ پِّ ) (اِ. ) پشتة بلند خاک یا شن ، تل .
فرهنگ فارسی
بر آمدگی درروی زمین ازخاک یاشن، پشته بلند، تل
( اسم ) ۱- پشت. بلند بر آمده از زمین . ۲- کلاه زنان و آن چیزی باشد محرابی که زنان از گلابتون و مروارید دوزندو طلا و جواهر نیز سازند و بر پیشانی نصب کنند.
قریه ایست تابع سنجاغ ازمیر از ولایت آیدین که در قضای اوده مش قرار دارد ٠ در اطراف این قریه یک رشته خرابه ها و آثار عتیقه وجود دارد ٠
( اسم ) ۱- پشت. بلند بر آمده از زمین . ۲- کلاه زنان و آن چیزی باشد محرابی که زنان از گلابتون و مروارید دوزندو طلا و جواهر نیز سازند و بر پیشانی نصب کنند.
قریه ایست تابع سنجاغ ازمیر از ولایت آیدین که در قضای اوده مش قرار دارد ٠ در اطراف این قریه یک رشته خرابه ها و آثار عتیقه وجود دارد ٠
دانشنامه عمومی
چِقا (لری بختیاری).
گویش مازنی
سرگین گاو
قطره – ذره – به مقدار کم
/teppe/ قطره – ذره – به مقدار کم & سرگین گاو
گویش اصفهانی
تکیه ای: tapa / kopa
طاری: tappa
طامه ای: koppa
طرقی: kopa
کشه ای: kopa
نطنزی: tappa / tal
مترادف و متضاد
دانشنامه اسلامی
واژه نامه بختیاریکا
تَل؛ چُقا؛ دِمه؛ گوت؛ مُلِّه؛ گموت؛ مَر؛ چِگا؛؛ دِر؛ تکاله
