Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تپاله برچین

تلفظ بین المللی : /tapˈɑleː bˈartʃin/ تلفظ :‌ [tap'Ale: b'aRtSin]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • تپاله
  • تَپالَه
  • تپاله بستن
  • تپاله بند
  • تپاله بندی
  • تپاله بینی
  • تپاله زدن
  • تپاله زن
  • تپاله ورچین
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

تپاله برچین. [ ت َ ل َ / ل ِ ب َ ] ( نف مرکب ) که تپاله جمع کند.جمعکننده تپاله. تپاله ورچین. رجوع به تپاله شود.

فرهنگ فارسی

که تپاله جمع کند جمع کنند. تپاله تپاله ورچین

کلمات مرتبط

  • تپاله
  • تَپالَه
  • تپاله بستن
  • تپاله بند
  • تپاله بندی
  • تپاله بینی
  • تپاله زدن
  • تپاله زن
  • تپاله ورچین
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات