معنی کلمه : توی دریا
دانشنامه عمومی
کلمات مرتبط
- توی دریا 2 صخره
- اب دریا توی دل کسی تکان نخوردن
- یک روده ی راست در یا توی شکم یا دل کسی نبودن یا پیدا نشدن
- اب در یا توی یا گوش کسی کردن
- اشک کسی در یا توی استینش بودن
- به یا در یا توی لاک خود رفتن
- حال وهوای کاری را داشتن یا در یا توی حال وهوای کاری بودن
- سر در یا توی لاک خود فروبردن یا سر کسی در یا توی لاک خود بودن
- سر گاو در یا توی خمره گیر کردن
