معانی کلمه : توکا
لغت نامه دهخدا
توکا. (اِ) مرغی است از جنس تیهو به قدر کبوتر و بر بدنش خالهای سفید و سیاه است و در جاهای مرطوب بیشتر پیدا شود. در مازندران این مرغ را تیکا گویند. (فرهنگ نظام ).
فرهنگ عمید
پرنده ای کوچک و آوازخوان با منقار باریک و پرهای رنگین، باستَرَک
فرهنگ معین
(اِ. ) پرنده ای از راستة گنجشکان با منقاری مخروطی شکل دارای پرهایی به رنگ سبز و خاکستری .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
( اسم ) پرنده ای از تیر. گنجشکان جزو دست. مخروطی نوکان دارای پرهای سبز رنگ و خاکستری که در حوالی بحر الروم و امریکای مرکزی و شمال ایران وجود دارد .
دهی از دهستان مرغاست که در بخش ایزه شهرستان اهواز واقع است
دهی از دهستان مرغاست که در بخش ایزه شهرستان اهواز واقع است
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: tukā) (مازندرانی) پرندهای از خانوادهی گنجشک با منقاری باریک و تنی رنگارنگ .
اسم: توکا (دختر) (فارسی، مازندرانی) (پرنده، طبیعت) (تلفظ: tukā) (فارسی: توکا) (انگلیسی: tuka)
معنی: پرنده ای از خانواده ی گنجشک با منقاری باریک و تنی رنگارنگ، پرنده ای از خانواده گنجشک با منقاری باریک وتنی رنگارنگ
معنی: پرنده ای از خانواده ی گنجشک با منقاری باریک و تنی رنگارنگ، پرنده ای از خانواده گنجشک با منقاری باریک وتنی رنگارنگ
مترادف و متضاد
جل، چکاوک، طرقه
ortolan (اسم)
توکا، پرگیری
