معانی کلمه : تونی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
از مردم تون.
۱. تونتاب.
۲. کسی که در گلخن حمام زندگی کند.
۳. [مجاز] خانهبهدوش؛ آواره.
۴. [مجاز] دزد؛ راهزن.
از مردم تون.
۱. تون تاب.
۲. کسی که در گلخن حمام زندگی کند.
۳. [مجاز] خانه به دوش، آواره.
۴. [مجاز] دزد، راهزن.
۱. تون تاب.
۲. کسی که در گلخن حمام زندگی کند.
۳. [مجاز] خانه به دوش، آواره.
۴. [مجاز] دزد، راهزن.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - منسوب به تون حمام آنکه در گلخن زندگی کند . ۲ - تونتاب . ۳ - عیار راهزن دزد . ۴ - آواره دربدر خانه بدوش .
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
آتش خانه ی حمام
گرداننده ی آتش خانه ی حمام
/tooni/ گرداننده ی آتش خانه ی حمام & آتش خانه ی حمام
مترادف و متضاد
۱. تونتاب، کارگرگلخن، گلخنتاب
۲. دزد، راهزن، عیار
۳. آواره، خانهبهدوش، دربهدر
دانشنامه اسلامی
واژه نامه بختیاریکا
از قرن 8 بزرگترین واحد ایل بختیاری از تیره تبدیل به طایفه گردید. چهارلنگ و هفت لنگ تعریف شد و از آن تاریخ تحولات زیادی در زمینه جغرافیا، تقسیمات بصورت مداوم بوجود آمد. بدین سبب هنوز اجماعی بر روی چارت بختیاری وجود ندارد. برآیند نظریات متعدد از میان کتب و ماخذ شفاهی بدین گونه می باشد. ( تش ) ( ت ) عبدالوند؛ ( ط ) مِیوند
