معانی کلمه : تومن
لغت نامه دهخدا
تومن . [ ت َ وَم ْ م ُ ] (ع مص ) افزون شدن فرزندان . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). افزون شدن اولاد و افزونی یافتن نفقه ٔ عیال . (از اقرب الموارد).
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - ده هزار ( ۲ . ) ۱٠ ٠٠٠ - ده هزار دینار . ۳ - سکه ای معادل ۱٠ قران یا۱٠ (( یک هزار ) ) بود( قاجاریان ) . ۴ - امروزه معادل ۱٠ ریال است . یا امیر تومان .فرمانده ۱٠ ٠٠٠ سرباز .
افزون شدن فرزندان افزون شدن اولاد و افزونی یافتن نفقه عیال
افزون شدن فرزندان افزون شدن اولاد و افزونی یافتن نفقه عیال
دانشنامه عمومی
تو من (به انگلیسی: Tu Men) یک هنرپیشه اهل چین است.
از فیلم ها یا مجموعه های تلویزیونی که وی در آن ها نقش داشته است می توان به چنگیزخان (۱۹۹۸)، چنگیزخان (۲۰۱۷)، افسانه شجاعان اشاره نمود.
از فیلم ها یا مجموعه های تلویزیونی که وی در آن ها نقش داشته است می توان به چنگیزخان (۱۹۹۸)، چنگیزخان (۲۰۱۷)، افسانه شجاعان اشاره نمود.
wiki: تومن
گویش مازنی
تومان – واحد پول
/toomen/ تومان – واحد پول
مترادف و متضاد
تومان، ده ریال، ده قران
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی تُؤْمِنَ: که ایمان بیاورد
معنی لَمْ تُؤْمِن: ایمان نیاورده
ریشه کلمه:
امن (۸۷۹ بار)
معنی لَمْ تُؤْمِن: ایمان نیاورده
ریشه کلمه:
امن (۸۷۹ بار)
wikialkb: تُؤْمِن
