معانی کلمه : تولیدن
لغت نامه دهخدا
تولیدن . [ ت َ / تُو دَ ] (مص ) بانگ زدن و به آواز بلند خواندن کسی را. (ناظم الاطباء).
تولیدن . [ دَ / ت َ / تُو دَ ] (مص ) خلیدن و با تیر زخم کردن . (ناظم الاطباء).
فرهنگ عمید
۱. رمیدن.
۲. به یک سو رفتن، دور شدن.
۲. به یک سو رفتن، دور شدن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - رمیدن وحشت یافتن . ۲- نفرت داشتن. ۳- دور شدن بیکسو رفتن .
خلیدن و با تیر زخم کردن
خلیدن و با تیر زخم کردن
