کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : تولیت دادن
تلفظ بین المللی :
/toːlˈijat dˈɑdan/
تلفظ :
[to:l'ijat d'Adan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
تسلیت دادن
تکان دادن چیزی بقصد تولید صدا
تولیت
تولیت کردن
تولیت استان قدس رضوی
تولیت استان قدس رضوی در دوره صفوی
تولیت متقین
سید ابوالفضل تولیت
حق تولیت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
تولیت دادن. [ ت َ / تُوی َ دَ ] ( مص مرکب ) متولی کردن و سرپرستی کاری را به کسی دادن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به ماده قبل شود.
فرهنگ فارسی
متولی کردن و سرپرستی کاریرا به کسی دادن
کلمات مرتبط
تسلیت دادن
تکان دادن چیزی بقصد تولید صدا
تولیت
تولیت کردن
تولیت استان قدس رضوی
تولیت استان قدس رضوی در دوره صفوی
تولیت متقین
سید ابوالفضل تولیت
حق تولیت
نظرات