معانی کلمه : تولی
لغت نامه دهخدا
تولی . (اِ) رجوع به چاکشو شود.
تولی . (اِ) به زبان مغولی به معنی آینه است . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به تولی (اِخ ) شود.
فرهنگ عمید
تولا#NAME?
= تولا
فرهنگ معین
( ~.) [ ع . ] 1 - (مص ل .) پشت کردن ، برگشتن . 2 - (اِمص .) برگشت .
(تَ وَ لّ) [ ع . ] 1 - (مص ل .) دوستی کردن . 2 - (مص م .) ولی قرار دادن .
(تَ وَ لّ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) دوستی کردن . ۲ - (مص م . ) ولی قرار دادن .
( ~. ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) پشت کردن ، برگشتن . ۲ - (اِمص . ) برگشت .
( ~. ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) پشت کردن ، برگشتن . ۲ - (اِمص . ) برگشت .
فرهنگ فارسی
یکی از پسران چنگیزکه موسس خاندان تولی است که در مغولستان حکومت کردند ( ۱۶۳۴ - ۱۲۴۸ م . )
ولایت قراردادن، بکارکسی قیام کردن، دوستی
۱ - ( مصدر ) پشت کردن برگشتن . ۲ - ( اسم ) برگشت .
دهی از دهستان ترگور است که در بخش سلوانای شهرستان رضائیه واقع است
ولایت قراردادن، بکارکسی قیام کردن، دوستی
۱ - ( مصدر ) پشت کردن برگشتن . ۲ - ( اسم ) برگشت .
دهی از دهستان ترگور است که در بخش سلوانای شهرستان رضائیه واقع است
دانشنامه عمومی
تولّی؛ از فروع دین است؛ به معنای دوستی با دوستان خدا
تولی خان؛ پسر چهارم چنگیزخان.
تولی خان؛ پسر چهارم چنگیزخان.
wiki: مذهب شیعه به معنی دوست داشتن اهل بیت و محبت آنان را در دل داشتن است.نبو
wiki: تولی (اسلام)
مترادف و متضاد
ولی قرار دادن
برگشتن، پشت کردن
تولا، دوستی، مودت، ولا ≠ تبری
۱. تولا، دوستی، مودت، ولا
۲. ولی قرار دادن
۳. برگشتن، پشت کردن ≠ تبری
friendship (اسم)
اشنایی، محبت، مودت، رفاقت، خصوصیات، دوستی، تولی، مراوده
