Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : توصیف کردن

تلفظ بین المللی : /tˈosif kˈardan/ تلفظ :‌ [t'osif k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • قدرت را توصیف کردن
  • توصیح کردن
  • توصیه کردن
  • توقیف کردن
  • سفارش کردن توصیه کردن
  • ناگهان توقیف کردن
  • از راه نادرستی تحصیل کردن
  • تالیف و تصنیف کردن
  • تحریف کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

توصیف کردن. [ ت َ / تُو ک َ دَ ] ( مص مرکب ) وصف کردن و بیان حال کردن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به وصف و وصف کردن و توصیف شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - صفات چیزی را بیان کردن . ۲ - ستودن .

مترادف و متضاد

qualify (فعل)تعیین کردن، کنترل کردن، توصیف کردن، واجد شرایط شدن، صلاحیت داشتن، قدرت را توصیف کردن، از بدی چیزی کاستنportray (فعل)مجسم کردن، توصیف کردن، تصویر کشیدنcharacterize (فعل)مشخص کردن، توصیف کردن، منش نمایی کردن، متصف کردنdescribe (فعل)توصیف کردن، تعریف کردن، شرح دادن، وصف کردن...

کلمات مرتبط

  • قدرت را توصیف کردن
  • توصیح کردن
  • توصیه کردن
  • توقیف کردن
  • سفارش کردن توصیه کردن
  • ناگهان توقیف کردن
  • از راه نادرستی تحصیل کردن
  • تالیف و تصنیف کردن
  • تحریف کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات