توسن . [ ت َ وَس ْ س ُ ] (ع مص ) گشنی کردن فحل ناقه ٔ خوابیده را و همچنان زن خوابیده را گاییدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
توسن . [ ] (ع اِ) نوعی از «ماعز جبلی » است . (دزی ج 1 ص 155).
اسم
اسب، باره، سمند، فرس
رامناشدنی، سرکش، وحشی
۱. اسب، باره، سمند، فرس
۲. رامناشدنی، سرکش، وحشی