معانی کلمه : توسل جستن
لغت نامه دهخدا
توسل جستن. [ ت َ وَس ْ س ُ ج ُ ت َ ] ( مص مرکب ) نزدیکی جستن به چیزی یا به کسی. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) دست بدامان کسی شدن تشبت کردن .
نزدیکی جستن به چیزی یا به کسی ٠
نزدیکی جستن به چیزی یا به کسی ٠
مترادف و متضاد
متوسلشدن، دست به دامان شدن، تشبث کردن
