کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه توسط-کردن | کلماتور
معانی کلمه : توسط کردن
تلفظ بین المللی :
/tˌavassˈote kˈardan/
تلفظ :
[t,avass'ote k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
احاطه کردن شخص یا حیوانات توسط دسته سگها
چرخیدن لیسیدن و صدا کردن بره توسط گوسفند مادر
محصور کردن شخص یا حیوانات توسط دسته سگها
تخلیه روستاهای کردنشین توسط ترکیه
توس کردن
توسط
توسطِ
بیمه شدگی توسط خویشتن
ته نشین شده توسط باد
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
توسط کردن. [ ت َ وَس ْ س ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) میانگی کردن. میانجی شدن. وساطت کردن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ) : یکی از وزرا به زیردستان رحمت آوردی واصلاح همگنان را به خیر توسط کردی. ( گلستان سعدی ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) میانجی گری کردن وساطت کردن .
مترادف و متضاد
وساطت کردن، میانجیگری، واسطه شدن، وسیله شدن
کلمات مرتبط
احاطه کردن شخص یا حیوانات توسط دسته سگها
چرخیدن لیسیدن و صدا کردن بره توسط گوسفند مادر
محصور کردن شخص یا حیوانات توسط دسته سگها
تخلیه روستاهای کردنشین توسط ترکیه
توس کردن
توسط
توسطِ
بیمه شدگی توسط خویشتن
ته نشین شده توسط باد
نظرات