معانی کلمه : توسا
لغت نامه دهخدا
توسا. ( اِ ) توسکا. توسه. رزدار. سیاه توسه و سفیدتوسه. رجوع به توسکادر همین لغت نامه و جنگل شناسی ساعی ج 2 ص 172 شود.
فرهنگ عمید
توسکا#NAME?
= توسکا
فرهنگ فارسی
( اسم ) توسکا
توسکا . رزدار . سپاه توسه و سفید توسه .
توسکا . رزدار . سپاه توسه و سفید توسه .
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
۱درخت توسکا ۲فتق،فتق شکم ۳به مانند ۴لت و پارکردن
/toosaa/ درخت توسکا - فتق، فتق شکم ۳به مانند ۴لت و پارکردن
فرهنگ اسم ها
اسم: توسا (دختر) (فارسی) (تلفظ: tosa) (فارسی: توسا) (انگلیسی: tosa)
معنی: توسکا، درختی بلند و جنگلی که در مناطق مرطوب و کنار آبها می روید
معنی: توسکا، درختی بلند و جنگلی که در مناطق مرطوب و کنار آبها می روید
