معانی کلمه : تورنگ
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
قرقاول#NAME?
= قرقاول
فرهنگ معین
(رَ ) (اِ. ) خروس صحرایی ، تذرو.
فرهنگ فارسی
( اسم ) خروس صحرای تذرو
گویش مازنی
۱قرقاول ۲نوعی گیاه
/toorang/ قرقاول - نوعی گیاه
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: turang) قرقاول ؛ پرنده ای از خانواده ماکیان ، خروس صحرایی ، تذرو .
اسم: تورنگ (دختر، پسر) (فارسی) (پرنده، طبیعت) (تلفظ: turang) (فارسی: تورنگ) (انگلیسی: turang)
معنی: مرغ صحرایی، تذرو، قرقاول، ترنگ، ( = ترنگ )، ← ترنگ، پرنده ای از خانواده ماکیان، خروس صحرایی
معنی: مرغ صحرایی، تذرو، قرقاول، ترنگ، ( = ترنگ )، ← ترنگ، پرنده ای از خانواده ماکیان، خروس صحرایی
