معانی کلمه : توحد
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. تنها و یگانه بودن.
۲. یگانه شدن، تنها باقی ماندن.
۲. یگانه شدن، تنها باقی ماندن.
فرهنگ معین
(تَ وَ حُّ ) [ ع . ] (مص ل . ) تنها شدن .
فرهنگ فارسی
تنهاویگانه بودن، یگانه شدن، تنهاباقی ماندن
۱ -( مصدر ) تنها شدن یگانه گشتن تنهاباقی ماندن . ۲ - ( اسم ) تنهایی یگانگی .
۱ -( مصدر ) تنها شدن یگانه گشتن تنهاباقی ماندن . ۲ - ( اسم ) تنهایی یگانگی .
