Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : توبی

تلفظ بین المللی : /tˈuːbi/ تلفظ :‌ [t'u:bi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • توبی جبه
  • توبی استفنز
  • توبی استیونز
  • توبی اسمیت
  • توبی الدروایرلد
  • توبی الدرویرلد
  • توبی جونز
  • توبی سباستین
  • توبی لاو
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

توبی . [ ت ُ] (اِخ ) یهودی از قبیله ٔنفتالی که بر اثر تدین خود مشهور گردید و در دوران پیری کور شد و به وسیله ٔ پسرش ، بر اساس راهنمائی فرشته رافائل ، معالجه گشت . (از لاروس ). و رجوع به قاموس الاعلام ترکی ذیل کلمه ٔ توبیا و لاروس قرن بیستم شود.

توبی . [ ] (اِ) عرقچین پنبه ای . عرقیه . کلاه ترک دار. (فرهنگ لغات دیوان البسه ص 198) : برآورد دستار کرزی کران فر...

فرهنگ فارسی

یهودی از قبیله نفتالی که بر اثر تدین خود مشهور گردید و در دوران پیری کور شد و به وسیله پسرش بر اساس راهنمائی فرشته رافائل معالجه گشت .

کلمات مرتبط

  • توبی جبه
  • توبی استفنز
  • توبی استیونز
  • توبی اسمیت
  • توبی الدروایرلد
  • توبی الدرویرلد
  • توبی جونز
  • توبی سباستین
  • توبی لاو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات