معانی کلمه : توبال
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
ریزه هایی که از مس یا آهن تفته هنگام کوبیدن و چکش زدن آن می ریزد، بُراده.
فرهنگ معین
(اِ. ) نک توپال .
فرهنگ فارسی
ریزه هائی ازمس یا آهن تفته هنگام کوبیدن وچکش زدن
( اسم ) ریزه های مس و آهن تفته که بر اثر کوبیدن و چکش زدن ریزد سوتش .
توپال . به معنی مس باشد که به عربی نحاس گویند و براده و سونش مس و نقره و امثال آن را نیز گفته اند .
( اسم ) ریزه های مس و آهن تفته که بر اثر کوبیدن و چکش زدن ریزد سوتش .
توپال . به معنی مس باشد که به عربی نحاس گویند و براده و سونش مس و نقره و امثال آن را نیز گفته اند .
