معانی کلمه : توافق
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. با هم متفق شدن، با یکدیگر موافق و متحد شدن.
۲. موافقت و سازگاری کردن.
۲. موافقت و سازگاری کردن.
فرهنگ معین
(تَ فُ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - با هم متفق شدن . ۲ - موافقت کردن با یکدیگر.
فرهنگ فارسی
باهم متفق شدن، موافقت وسازگاری کردن
۱- ( مصدر ) با هم متفق شدنمتحد شدن با یکدیگر . ۲ - موافقت کردن با یکدیگر سازگاری کردن . ۳ - ( اسم ) موافقت سازگاری سازش . جمع : توافقات . یا علم توافق . دانش هماهنگی .
۱- ( مصدر ) با هم متفق شدنمتحد شدن با یکدیگر . ۲ - موافقت کردن با یکدیگر سازگاری کردن . ۳ - ( اسم ) موافقت سازگاری سازش . جمع : توافقات . یا علم توافق . دانش هماهنگی .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
موافقت
اتحاد، وفاق، وفق
سازگار شدن، سازش کردن، متفق شدن، متحد شدن
آشتی، سازش، سازگاری، همدلی ≠ مخالفت، ناسازگاری
۱. آشتی، سازش، سازگاری، همدلی
۲. موافقت
۳. اتحاد، وفاق، وفق
۴. سازگار شدن، سازش کردن، متفق شدن، متحد شدن ≠ مخالفت، ناسازگاری
دانشنامه اسلامی
فرهنگ فارسی ساره
هم داستانی، پسند
واژه نامه بختیاریکا
قَت و قُت
