معانی کلمه : تواتر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
پی در پی شدن، پشت سرهم آمدن، پیاپی رسیدن، پیاپی بودن.
فرهنگ معین
(تَ تُ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - پی درپی شدن . ۲ - پیاپی رسیدن .
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:متواترات
wikijoo: تواتر
فرهنگ فارسی
پی درپی شدن، پشت سرهم آمدن، پیاپی رسیدن، پیاپی
۱ -( مصدر ) پی در پی شدن پیاپی شدن . ۲ - پیاپی رسیدن دما دم رسیدن . ۳ - ( اسم ) توالی . جمع تواترات .
۱ -( مصدر ) پی در پی شدن پیاپی شدن . ۲ - پیاپی رسیدن دما دم رسیدن . ۳ - ( اسم ) توالی . جمع تواترات .
مترادف و متضاد
بسامد
فرکانس، بسامد
ترادف، ترتب، تسلسل، توالی
۱. ترادف، ترتب، تسلسل، توالی
۲. فرکانس، بسامد
دانشنامه اسلامی
فرهنگ فارسی ساره
بسامد
