معنی کلمه : تو به تو هاکردن
گویش مازنی
درگیری – درگیری داشتن
/to be to haakerdan/ درگیری – درگیری داشتن
کلمات مرتبط
- مرا به خیر تو امید نیست شر مرسان
- موشه تو سوراخ نمی رفت جارو به دمش می بست
- از ان نترس که های و هوی دارد از اون بترس که سر به تو دارد
- بسا کسان که به روز تو ارزومندند
- به نام من به کام تو
- کسی به ماه می گوید تو درنیا که من درامدم
- گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله ماست انچه البته به جایی نرسد فریاد است
- به تو گفتم که نباید به آنجا بروی.
- خیال میکنی ( به گمانت) که از تو میترسم؟
