معانی کلمه : تهییج
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. به هیجان آوردن، برانگیختن.
۲. به جنبش درآوردن.
۲. به جنبش درآوردن.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) برانگیختن ، به هیجان آوردن .
فرهنگ فارسی
فعالیت فراخوانده در یک عصب یا ماهیچه در هنگام تحریک
بهیجان آوردن، برانگیختن، بجنبش در آوردن
۱ - ( مصدر ) برانگیختن . ۲ - ( اسم ) انگیزش . جمع : تهییجات .
۱ - ( مصدر ) برانگیختن . ۲ - ( اسم ) انگیزش . جمع : تهییجات .
مترادف و متضاد
جنبوجوش، شور
شوقزدگی، هیجانزدگی
بههیجان آمدن، برانگیخته شدن
اغوا، برانگیختگی، تحریک، تشویق
هیجانزده کردن، به هیجانآوردن
برانگیختن، بههیجان آوردن، شوراندن
دانشنامه اسلامی
واژه نامه بختیاریکا
قُر
فرهنگستان زبان و ادب
{excitation} [روان شناسی] فعالیت فراخوانده در یک عصب یا ماهیچه در هنگام تحریک
