Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تهی گشتن

تلفظ بین المللی : /tˈohi ɡˈaʃtan/ تلفظ :‌ [t'ohi g'aStan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • تهی
  • تهی واری
  • تهی از اشک
  • تهی سازی
  • تهی شدن
  • تهی مغز
  • تهی نشدنی
  • تهی کردن
  • تهی گری
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

تهی گشتن. [ ت َ / ت ِ / ت ُ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) تهی گردیدن. خالی شدن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ) : به سه سال و سه ماه و بر سر سه روزتهی گشت از آن تخت گیتی فروز.فردوسی.کنون از مرگ صدرالدین تهی گشت نپندارم که پر گردد دگربار.خاقانی.جهان پیمانه را ماند بعینه که چون پر شد تهی گردد به هر بار.خاقانی.دل منه بر زنان از آنکه زنان مرد را کوزه فقع سازندتا بود پر دهند بوسه بر اوچون تهی گشت خوار پندارند.علی ...

فرهنگ فارسی

تهی گردیدن خالی شدن

کلمات مرتبط

  • تهی
  • تهی واری
  • تهی از اشک
  • تهی سازی
  • تهی شدن
  • تهی مغز
  • تهی نشدنی
  • تهی کردن
  • تهی گری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات