کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : تهوش
تلفظ بین المللی :
/tˈahvvoʃ/
تلفظ :
[t'ahvvoS]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
راه توشه
رطوبت سنج تهویه ای
ره توشه
زی تهویه
گور بی توشه
گور توشه دار
با تهور
با تهور مبادرت کردن
احساس تهوع کردن
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
تهوش. [ ت َ هََ وْ وُ ] ( ع مص ) آمیخته شدن. || انبوهی کردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
کلمات مرتبط
راه توشه
رطوبت سنج تهویه ای
ره توشه
زی تهویه
گور بی توشه
گور توشه دار
با تهور
با تهور مبادرت کردن
احساس تهوع کردن
نظرات