تهنیت. [ ت َ ی َ ]( ع مص ) مبارکباد گفتن. ( غیاث اللغات ). تهنیة. ( آنندراج ). مبارکباد و خوش آمد و زندش. ( ناظم الاطباء ). شادباش. ( فرهنگ فارسی معین )... و در بهار عجم نوشته که به لفظ گفتن و دادن و کردن و ساختن مستعمل است. ( از غیاث اللغات ) : نامه ها بیاوردند و بر آن واقف شدند در معنی تعزیت و تهنیت نبشته بودند. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 289 ). رسم تهنیت و تعزیت را آنجا بسزاتر اقامت توان کردن. ( تا...