معانی کلمه : تهذیب
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. پاکیزه کردن، خالص کردن.
۲. اصلاح کردن شعر یا نثر از عیب ونقص.
۳. پاکیزه کردن اخلاق.
۲. اصلاح کردن شعر یا نثر از عیب ونقص.
۳. پاکیزه کردن اخلاق.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) پاکیزه کردن ، پاک داشتن .
فرهنگ فارسی
پاکیزه کردن، خالص کردن، پاکیزه کردن اخلاق
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
مهذب ساختن
اصلاح، پاکی، پاکیزهسازی، پالایش، تربیت، تزکیه، تصفیه، مهذبسازی، پیراستگی
۱. اصلاح، پاکی، پاکیزهسازی، پالایش، تربیت، تزکیه، تصفیه، مهذبسازی، پیراستگی
۲. مهذب ساختن
