معانی کلمه : تهدید
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
ترساندن، بیم دادن، بیم عقوبت دادن.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) ترسانیدن ، بیم دادن .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
کنش یا رویدادی که ممکن است امنیت برنامهها و دادههای رایانه را به خطر بیندازد
ترسانیدن، بیم دادن، عقوبت دادن
۱ - ( مصدر ) ترسانیدن بیم دادن بیم کردن . ۲ - ( اسم ) بیم . جمع : تهدیدات .
۱ - ( مصدر ) ترسانیدن بیم دادن بیم کردن . ۲ - ( اسم ) بیم . جمع : تهدیدات .
دانشنامه عمومی
(پهلوی) پَدِست.
ﻛﺴﻲ ﺭا اﺯ ﭼﻴﺰﻱ ﺗﺮﺳﺎﻧﺪﻥ
مترادف و متضاد
ترساندن، بیم دادن
ارعاب، انذار، بیم، تخویف، ترعیب، وعید
۱. ارعاب، انذار، بیم، تخویف، ترعیب، وعید
۲. ترساندن، بیم دادن
دانشنامه اسلامی
فرهنگ فارسی ساره
ترسانیدن، ترساندن
واژه نامه بختیاریکا
سلات؛ سَهم و سلات؛ اُرت و نهیو
فرهنگستان زبان و ادب
{threat} [رایانه و فنّاوری اطلاعات، رمزشناسی، مهندسی مخابرات] کنش یا رویدادی که ممکن است امنیت برنامه ها و داده های رایانه را به خطر بیندازد
