معانی کلمه : تهجد
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. شبزندهداری؛ بیدار ماندن در شب برای نماز و عبادت.
۲. [مجاز] نماز شب.
۳. [قدیمی] خوابیدن در شب.
۴. [قدیمی] بیدار شدن در شب. Δ در معنای ۱ و ۲ از اضداد است.
۱. شب زنده داری، بیدار ماندن در شب برای نماز و عبادت.
۲. [مجاز] نماز شب.
۳. [قدیمی] خوابیدن در شب.
۴. [قدیمی] بیدار شدن در شب. &delta، در معنای ۱ و ۲ از اضداد است.
۲. [مجاز] نماز شب.
۳. [قدیمی] خوابیدن در شب.
۴. [قدیمی] بیدار شدن در شب. &delta، در معنای ۱ و ۲ از اضداد است.
فرهنگ معین
(تَ هَ جُّ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - خوابیدن در شب ، بیدار شدن در شب ، شب زنده داری . ۲ - نماز شب .
فرهنگ فارسی
خوابیدن درشب، بیدارشدن درشب، شب زنده داری، برای عبادت کردن ونمازخواندن، نمازشب
۱- ( مصدر ) خوابیدن در شب . ۲ - بیدارشدن در شب ( اضداد ) . ۳ - ( اسم ) شب بیداری شب زنده داری . جمع : تهجدات .
۱- ( مصدر ) خوابیدن در شب . ۲ - بیدارشدن در شب ( اضداد ) . ۳ - ( اسم ) شب بیداری شب زنده داری . جمع : تهجدات .
مترادف و متضاد
احیا، بیتوته، بیداری، شببیداری، شبزندهداری، مساهرت
