معانی کلمه : تهاجم
لغت نامه دهخدا
تهاجم. [ ت َ ج ُ ] ( ع مص ) حمله کردن یکی بر دیگری. ( از اقرب الموارد ). به یکدیگر هجوم کردن. مقابل تدافع. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
فرهنگ عمید
هجوم آوردن، یورش و حمله بردن.
فرهنگ معین
(تَ جُ ) [ ع . ] (مص ل . ) هجوم بردن ، حمله کردن .
فرهنگ فارسی
تمایل آب به حل کردن کلسیمکربنات
بهمدیگرهجوم کردن، بیکدیگریورش وحمله آوردن
۱- ( مصدر ) بانبوه در آمدن ناگاه آمدن در تاختن هجوم بردن حمله کردن بیکدیگر . ۲ - ( اسم ) هجوم یورش . جمع : تهاجمات .
۱- ( مصدر ) بانبوه در آمدن ناگاه آمدن در تاختن هجوم بردن حمله کردن بیکدیگر . ۲ - ( اسم ) هجوم یورش . جمع : تهاجمات .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
فعل ≠ پدافند، دفاع
تاخت، تعرض، تک، حمله، شبیخون، هجوم، یورش
۱. تاخت، تعرض، تک، حمله، شبیخون، هجوم، یورش ≠ پدافند، دفاع
۲. حمله کردن، هجوم بردن، تک زدن ≠ دفاع کردن
فرهنگستان زبان و ادب
{aggressivity} [مهندسی محیط زیست و انرژی] تمایل آب به حل کردن کلسیم کربنات
