کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ته-ریش | کلماتور
معانی کلمه : ته ریش
تلفظ بین المللی :
/tahrˈijaʃ/
تلفظ :
[tahR'ijaS]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
ته ریش گذاشتن
تهریش
تجریشی
تیریشکووا ولینتینا
تحریش
تریشه
تریشین
تریشینوز
تهریب
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
تهریش. [ ت َ ] ( ع مص ) برانگیختن سگان را بر یکدیگر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ عمید
۱. ریش کوتاهی که چند روز تراشیده نشده است.
۲. موهایی که تازه بر صورت روییده.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ریش اندک ریش با موهای اند که بر صورت ظاهرباشد محاسن کوتاه .
مترادف و متضاد
tuft
(اسم)
دسته، منگوله، طره، کلاله، ریش بزی، ته ریش، ریشه پارچه
stubble
(اسم)
پوشال، کزل، کلش، ته ریش، کاهبن، ریش زبر، موی نتراشیده
کلمات مرتبط
ته ریش گذاشتن
تهریش
تجریشی
تیریشکووا ولینتینا
تحریش
تریشه
تریشین
تریشینوز
تهریب
نظرات