Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ته دار

تلفظ بین المللی : /tˈah dˈɑr/ تلفظ :‌ [t'ah d'AR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • ته دار کردن
  • ته تیزک کنگره دار
  • دارای ته رنگ
  • ته دا
  • تهدار
  • سطح تدارک
  • ناو تدارکاتی
  • تدارک اندیشیدن
  • تدارک دیدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ته دار. [ ت َه ْ ] (نف مرکب ) پایه دار، مانند جام و جز آن . || کم عمق . (ناظم الاطباء). رجوع به ته و ترکیبهای آن شود.

ته دار. [ ت َه ْ ] (اِ مرکب ) نامی است که در رودبار به درخت داغداغان دهند. رجوع به داغداغان شود. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).

ته دار. [ ت َه ْ ] ( اِ مرکب ) نامی است که در رودبار به درخت داغداغان دهند...

فرهنگ عمید

داغداغان#NAME?

۱. آنچه دارای عمق و گودی باشد، مانندِ بشقاب یا ظرف دیگر.
۲. آنچه دارای پایه باشد، مانندِ جام و پیاله.

۱. آنچه دارای عمق و گودی باشد، مانندِ بشقاب یا ظرف دیگر.
۲. آنچه دارای پایه باشد، مانندِ جام و پیاله.
= داغداغان

فرهنگ فارسی

( اسم ) تاقوت .
نامی است که در رودبار به درخت داغداغان دهند
جوشیدن شراب بانگ کردن کبوتر

کلمات مرتبط

  • ته دار کردن
  • ته تیزک کنگره دار
  • دارای ته رنگ
  • ته دا
  • تهدار
  • سطح تدارک
  • ناو تدارکاتی
  • تدارک اندیشیدن
  • تدارک دیدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات