معانی کلمه : تنیزه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
دامنۀ کوه: شاه بهرام از این قرار نگشت / سوی شیر آمد از تنیزۀ دشت (نظامی۴: ۵۸۸ ).
فرهنگ معین
(تَ زَ یا زِ ) (اِمصغ . ) دامن (دشت ، کوه )، دامنه .
فرهنگ فارسی
دامن، دشت، دامنه کوه
( اسم ) دامن ( دشت کوه ) دامنه .
( اسم ) دامن ( دشت کوه ) دامنه .
مترادف و متضاد
corpuscle (اسم)
ذره، گلبول، گویچه، تنیزه، جسمک
