معنی کلمه : تنگبختی
لغت نامه دهخدا
تنگبختی. [ ت َ ب َ ] ( حامص مرکب ) بدبختی. سختی. تهیدستی :
برادر آن بود کو روز سختی
ترا یاری کند در تنگبختی.رجوع به تنگبخت و تنگ و دیگر ترکیبهای آن شود.
برادر آن بود کو روز سختی
ترا یاری کند در تنگبختی.رجوع به تنگبخت و تنگ و دیگر ترکیبهای آن شود.
