Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تنویر

تلفظ بین المللی : /tˈanvir/ تلفظ :‌ [t'anviR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاد
  • تنویر فکر کردن
  • تنویر کشیدن
  • تنویر دار
  • تنویر المراه
  • تنویر المواهب
  • التنویر
  • اسفدلین تنویر
  • التحریر و التنویر
  • التنویر فی معانی التفسیر
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

تنویر. [ ت َن ْ ] (از ع ، مص ) استعمال نوره جهت ستردن مویها. (ناظم الاطباء). نوره کشیدن . واجبی کشیدن . || (اِ) نوره . واجبی . (فرهنگ فارسی معین ).

تنویر. [ ت َن ْ ] (ع مص ) روشن کردن و روشن شدن .(تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). روشن کردن . (دهار) (غیاث اللغات ) (آنندراج ). روشن گردیدن و روشن کردن (لازم و متعدی است ). (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب ا...

فرهنگ عمید

روشن کردن، درخشان کردن.

فرهنگ معین

(تَ) [ ع . ] (مص م .) روشن کردن .

( ~.) [ ازع . ] 1 - (مص م .) نوره کشیدن ، واجبی کشیدن . 2 - (اِ.) واجبی ، نوره .

(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) روشن کردن .
( ~. ) [ ازع . ] ۱ - (مص م . ) نوره کشیدن ، واجبی کشیدن . ۲ - (اِ. ) واجبی ، نوره .

دانشنامه آزاد فارسی

تنویر (التنویر). تَنویر (التَّنویر)(یا: تفسیرالفاظ اهل صناعةالطّلب) تألیف ابومنصور حسن بن نوح قمری بخاری، کتابی به فارسی، در ترجمه و تفسیر اصطلاحات پزشکی. مؤلف، این کتاب را به عربی نیز نوشته است. التنویر به کوشش و تصحیح محمدکاظم امام به چاپ رسیده است (تهران، ۱۳۵۲ش).wikijoo: تنویر_(التنویر)...

فرهنگ فارسی

روشن کردن، درخشان کردن
۱ -( مصدر ) نوره کشیدن واجبی کشیدن . ۲- ( اسم ) نوره واجبی . توضیح به این معنی در عربی (( تنور ) ) مستعمل است .
ماخوذ از تازی استعمال نوره جهت ستردن موی ها . واجبی کشیدن .

دانشنامه عمومی

بلال

گویش مازنی

نوره دارویی برای زدودن موهای زاید بدن

/tanvir/ نوره دارویی برای زدودن موهای زاید بدن

مترادف و متضاد

نوره‌کشی

نوره، واجبی

روشن‌سازی، روشنگری

روشن کردن، روشن ساختن

نوره کشیدن، واجبی کردن

۱. روشنسازی، روشنگری
۲. روشن کردن، روشن ساختن
۳. نورهکشی
۴. نوره، واجبی
۵. نوره کشیدن، واجبی کردن

illumination (اسم)روشن کردن، روشن سازی، تذهیب، اشراق، چراغانی، تنویر...

کلمات مرتبط

  • تنویر فکر کردن
  • تنویر کشیدن
  • تنویر دار
  • تنویر المراه
  • تنویر المواهب
  • التنویر
  • اسفدلین تنویر
  • التحریر و التنویر
  • التنویر فی معانی التفسیر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات