کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تنفر-داشتن | کلماتور
معانی کلمه : تنفر داشتن
تلفظ بین المللی :
/tanˈaffor dˈɑʃtan/
تلفظ :
[tan'affoR d'AStan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
تنفر داشتن از
تنفر
تنفر از زن
تنفر شدید
اظهار تنفر کردن
اظهار تنفر کردن از
اظهار تنفر کننده
مورد تنفر واقع شدن
حرف تنفر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
تنفر داشتن. [ ت َ ن َف ْ ف ُ ت َ ] ( مص مرکب ) نفرت و کراهت و انزجار داشتن و بی میل شدن. || رمیده گشتن. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تنفرشود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) نفرت داشتن بیزار بودن کراهت داشتن .
مترادف و متضاد
abominate
(فعل)
تنفر داشتن، ناپسند شمردن، مکروه دانستن، نفرت کردن
کلمات مرتبط
تنفر داشتن از
تنفر
تنفر از زن
تنفر شدید
اظهار تنفر کردن
اظهار تنفر کردن از
اظهار تنفر کننده
مورد تنفر واقع شدن
حرف تنفر
نظرات