Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تندی نمودن

تلفظ بین المللی : /tˈondi nemˈudan/ تلفظ :‌ [t'ondi nem'udan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • نمودار تندی ـ زمان
  • تندی
  • تندی جسیکا
  • تندی کردن
  • تندی جستن
  • تندی زدن
  • تندی ساختن
  • تندی نیوتون
  • تندی کورپوریشن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

تندی نمودن. [ ت ُ ن ُ/ ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) خشونت نمودن. کج خلقی نمودن. تندی کردن. درشتی نمودن. تیزی نمودن : که هر جای تندی نباید نمودسر بی خرد را نباید ستود.فردوسی.شهنشاه در جنگ مردی نموددلیری و تندی و گُردی نمود.فردوسی.چو آشفته شد شیر تندی نمودسر نیزه را سوی او کرد زود.فردوسی.چرا تندی نماید مهربانی که از دلدار نَشْکیبد زمانی.( ویس و رامین ).پدر را جفا کرد و تندی نمودکه آخر ترا نیز دندان نب...

فرهنگ فارسی

خشونت نمودن . درشتی نمودن .

کلمات مرتبط

  • نمودار تندی ـ زمان
  • تندی
  • تندی جسیکا
  • تندی کردن
  • تندی جستن
  • تندی زدن
  • تندی ساختن
  • تندی نیوتون
  • تندی کورپوریشن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات