معانی کلمه : تنده تود
فرهنگ فارسی
نورویش مرکب از یاختههای رویانی منشأ گرفته از تودینۀ یک اندام یا بافت متـ . تندهیاختهتود blastocytoma گوشتپوشچنگار رویانی embryonal carcinosarcoma
فرهنگستان زبان و ادب
{blastoma} [علوم پایۀ پزشکی] نورویش مرکب از یاخته های رویانی منشأ گرفته از تودینۀ یک اندام یا بافت
متـ . تنده یاخته تود blastocytoma
گوشت پوش چنگار رویانی embryonal carcinosarcoma
