معانی کلمه : تند زبان
لغت نامه دهخدا
تندزبان. [ ت ُ زَ] ( ص مرکب ) فصیح و حراف و سخن آرا. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ عمید
۱. کسی که خوب سخن بگوید و هنگام حرف زدن زبانش نگیرد، تیززبان، زبان آور.
۲. کسی که سخن درشت بگوید.
۲. کسی که سخن درشت بگوید.
فرهنگ فارسی
فصیح و حراف و سخن آرا
