Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تند زبان

تلفظ بین المللی : /tˈond zabˈɑn/ تلفظ :‌ [t'ond zab'An]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • زبان تند بودن
  • زبان تنگ سروک
  • زبان تنت
  • تندزبان
  • تند
  • تند حرکت کردن
  • تند خوردن
  • تند خویی
  • تند راه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

تندزبان. [ ت ُ زَ] ( ص مرکب ) فصیح و حراف و سخن آرا. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

۱. کسی که خوب سخن بگوید و هنگام حرف زدن زبانش نگیرد، تیززبان، زبان آور.
۲. کسی که سخن درشت بگوید.

فرهنگ فارسی

فصیح و حراف و سخن آرا

کلمات مرتبط

  • زبان تند بودن
  • زبان تنگ سروک
  • زبان تنت
  • تندزبان
  • تند
  • تند حرکت کردن
  • تند خوردن
  • تند خویی
  • تند راه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات