معانی کلمه : تنخواه دادن
لغت نامه دهخدا
تنخواه دادن. [ ت َ خوا / خا دَ ] ( مص مرکب ) پول دادن. مال دادن. برات دادن. وظیفه دادن :
غیر داغ از حاصل دنیا نصیب ما نشد
همچو ماهی خوش زری ما را جهان تنخواه داد.رجوع به تنخواه و دیگر ترکیبهای آن شود.
غیر داغ از حاصل دنیا نصیب ما نشد
همچو ماهی خوش زری ما را جهان تنخواه داد.رجوع به تنخواه و دیگر ترکیبهای آن شود.
فرهنگ فارسی
پول دادن . مال دادن
