معانی کلمه : تنبه
لغت نامه دهخدا
تنبه . [ ت َ ن َب ْ ب ُه ] (ع مص ) بیدار شدن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (دهار). بیدار و هوشیار شدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). بیدار شدن از خواب . (از اقرب الموارد). || آگاه شدن بر امری . (از اقرب الموارد) (از غیاث اللغات ) (از آنندراج ). و در الاساس : تنبهت علی الامر تفطنت له ُ. (اقرب الموارد).
فرهنگ عمید
کلون در؛ چوب پشت در.
۱. هوشیار شدن؛ به خود آمدن.
۲. [قدیمی] بیدار شدن.
۳. آگاهی؛ هوشیاری.
۱. هوشیار شدن، به خود آمدن.
۲. [قدیمی] بیدار شدن.
۳. آگاهی، هوشیاری.
کلون در، چوب پشت در.
۲. [قدیمی] بیدار شدن.
۳. آگاهی، هوشیاری.
کلون در، چوب پشت در.
فرهنگ معین
(تَ بَ) (اِ.) چوب پشت در، کلون .
(تَ نَ بُّ) [ ع . ] (مص ل .) بیدار شدن ، هوشیار شدن .
(تَ نَ بُّ ) [ ع . ] (مص ل . ) بیدار شدن ، هوشیار شدن .
(تَ بَ ) (اِ. ) چوب پشت در، کلون .
(تَ بَ ) (اِ. ) چوب پشت در، کلون .
فرهنگ فارسی
بیدارشدن، هوشیارشدن، بخود آمدن، آگاهی
۱ - ( مصدر ) بیدار شدن هوشیار شدن . ۲ - ( اسم ) بیداری بیدار مغزی آگاهی هوشیاری . جمع : تنبهات .
چوبی گنده و بزرگ باشد که در پس در نهند تا در گشوده نگردد .
۱ - ( مصدر ) بیدار شدن هوشیار شدن . ۲ - ( اسم ) بیداری بیدار مغزی آگاهی هوشیاری . جمع : تنبهات .
چوبی گنده و بزرگ باشد که در پس در نهند تا در گشوده نگردد .
مترادف و متضاد
آگاهی، بیداری، هوشیاری ≠ غفلت
۱. آگاهی، بیداری، هوشیاری ≠ غفلت
۲. بیدار شدن، هشیار شدن، آگاه شدن ≠ غافل شدن، غفلت ورزیدن
