معانی کلمه : تنبلی
لغت نامه دهخدا
تنبلی . [ ] (اِ) به لغت دیلم نبات ثافیسا است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ).
فرهنگ عمید
تنبل بودن، بیکارگی و تن پروری.
فرهنگ فارسی
کیفیت و عمل تنبل . ۱ - تن پروری بیکارگی کاهلی . ۲ - اهمال مسامحه .
به لغت دیلم نبات ثافیسا است .
به لغت دیلم نبات ثافیسا است .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
اهمال، تنآسانی، تنآسایی، تنپروری، سستی، کاهلی، مسامحه ≠ زرنگی
اسم اهمال، تنآسانی، تنآسایی، تنپروری، سستی، کاهلی، مسامحه ≠ زرنگی
