Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تنازع

تلفظ بین المللی : /tanˈɑzoʔ/ تلفظ :‌ [tan'Azo?]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • تنازع بقا
  • تنازع برای بقا
  • حاکمیت ید در غیر مقام تنازع
  • حاکمیت ید در مقام تنازع
  • تنازعات
  • تنازعتم
  • تنازعوا
  • تنازل
  • تناعم
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

تنازع. [ ت َ زُ ] ( ع مص ) خصومت کردن دو گروه باهم. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ). تخاصم در چیزی. ( از اقرب الموارد ). با یکدیگر خصومت کردن. ( از ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). || اختلاف. ( اقرب الموارد ) : و این مسئله در میان علمای اوائل در تنازع است. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 289 ). و کس را در اختلاف مذاهب و تنازع مناصب مجال نماند. ( ترجمه تاریخ یمینی ایضاً ص 436 ). |...

فرهنگ عمید

با هم نزاع کردن، با یکدیگر کشمکش و ستیزه کردن.

فرهنگ معین

(تَ زُ ) [ ع . ] (مص ل . ) با یکدیگر پیکار کردن .

دانشنامه آزاد فارسی

تَنازُع(یا: نقش دوسویه) در اصطلاح دستور زبان آن است که کلمه ای در جملۀ پایه، یک نقش و در جملۀ پیرو، نقشی دیگر داشته باشد. مثلاً، کلمۀ «کتاب» در عبارتِ «کتابی که فرستاده بودی دیروز رسید»، در جملۀ پیرو، مفعول است و در جملۀ پایه، فاعل. یا ضمیر «کسی» در عبارتِ «کسی که مطلب را به شما گفته، بیمار روانی است»، در جملۀ پیرو، فاعل است و در جملۀ پایه، مسندالیه.wikijoo: تنازع...

فرهنگ فارسی

باهم نزاع کردن، بایکدیگرکشمکش وستیزه کردن
۱- ( مصدر ) با هم نزاع کردن بایکدیگر پیکار کردن درهم افتادن . ۲ - ( اسم ) کشمکش . جمع : تنازعات . یا تنازعات بقا . کشمکش موجودات با یکدیگر برای حفظ بقای خود

مترادف و متضاد

دعوا، ستیز، کشمکش، منازعه، نزاع

باهم پیکار کردن، باهم ستیز کردن، باهم نزاع کردن

۱. دعوا، ستیز، کشمکش، منازعه، نزاع
۲. باهم پیکار کردن، باهم ستیز کردن، باهم نزاع کردن

struggle (اسم)
مبارزه، کشمکش، کشاکش، تنازع

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] تنازع (ادبیات). تنازع، اصطلاحی است در علم نحو، که به دو یا چند عامل داشتن معمول گفته می شود.تنازع در لغت به معنای با یکدیگر اختلاف یافتن و مخاصمت کردن است و در اصطلاح علم نحو آن است که یک معمول (متنازَعٌ فیه)، دو یا چند عامل داشته باشد. محل اختلافنحویان مبحث تنازع را بر اساس شواهد شعری و برخی مثال های ساختگی مطرح کرده اند و اصطلاح «عامل» را در نحو به «مؤثر» در فلسفه تشبیه کرده و التزا...

کلمات مرتبط

  • تنازع بقا
  • تنازع برای بقا
  • حاکمیت ید در غیر مقام تنازع
  • حاکمیت ید در مقام تنازع
  • تنازعات
  • تنازعتم
  • تنازعوا
  • تنازل
  • تناعم
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات