Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تن زده

تلفظ بین المللی : /tˈan zˈadeː/ تلفظ :‌ [t'an z'ade:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • شامه تود تنده رگی
  • سیه تنده تود
  • بتون پیش تنیده
  • گوشت تَنده
  • ماهیچه تَنده
  • ماهیچه تَنده ای
  • تنزیه الانبیاء و الایمه
  • تنزیه القران عن المطاعن
  • تندهوش
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

تن زده. [ ت َ زَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) خاموش. ( ناظم الاطباء ). خموش. ( شرفنامه منیری ). کاغه. ( فرهنگ اسدی از یادداشت بخط مرحوم دهخدا ) : در من نگاه کرد، چو گفتم چه کرده ام گفت ای ندانمت که چه گویم هزار بارامروز روز عید و تو در شهر تن زده فردا ترا چه گوید دستور شهریار؟انوری.چونکه قدرت نیست خفتند این رده همچو هیزم پاره ها و تن زده.مولوی.رجوع به تن زدن شود. || محجوب. ( ناظم الاطباء )....

فرهنگ فارسی

خاموش . خموش .

کلمات مرتبط

  • شامه تود تنده رگی
  • سیه تنده تود
  • بتون پیش تنیده
  • گوشت تَنده
  • ماهیچه تَنده
  • ماهیچه تَنده ای
  • تنزیه الانبیاء و الایمه
  • تنزیه القران عن المطاعن
  • تندهوش
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات