کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تن-در-دادن-به | کلماتور
معنی کلمه : تن در دادن به
تلفظ بین المللی :
/tˈan dˈar dˈɑdan bˈeː/
تلفظ :
[t'an d'aR d'Adan b'e:]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
تن در دادن
تن دردادن
تن در ندادنی
جامه از تن در اوردن
جان در تن کسی
جان در تن کسی کردن
خار در تن شدن
در در تن
امامزاده چهل تن در جزین
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
agree
(فعل)
موافقت کردن، اشتی دادن، متفق بودن، درست کردن، موافق بودن، پسند امدن، ترتیب دادن، جلوس کردن، سازش کردن، تن در دادن به، هم رای بودن
be given to
(فعل)
تن در دادن به
کلمات مرتبط
تن در دادن
تن دردادن
تن در ندادنی
جامه از تن در اوردن
جان در تن کسی
جان در تن کسی کردن
خار در تن شدن
در در تن
امامزاده چهل تن در جزین
نظرات