Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تمغا

تلفظ بین المللی : /tamq1ˈɑ/ تلفظ :‌ [tamq1'A]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیدانشنامه اسلامی
  • تمغا زدن
  • تمغا کردن
  • تمغا جرئت
  • تمغا جرات
  • آل تمغا
  • آلتون تمغا
  • ال تمغا
  • التون تمغا
  • التمغا
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیدانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

تمغا. [ ت َ ] ( مغولی ، اِ ) در ترکی بمعنی نشان و مهر و داغ که بر ران اسب و غیره نهند. ( غیاث اللغات ). داغی که بر ران اسب یا دیگر مواشی کنند گویا آنهم مهر است. ( آنندراج ). داغی که بر ران اسب و دیگر ستور نهند. ( ناظم الاطباء ). نشان و داغی که بر اسب نهند. ( شرفنامه منیری ) : و گرستور بدندی جماعتی دیگرهزار بیش بدی بر سرینشان تمغا.رضی الدین بابا.برگ لاله ست که در افتاد در آغوش نسیم.بر سریر کفلش داغ...

فرهنگ عمید

۱. مُهر و اثر مُهری که پادشاهان مغول به فرمان ها می زدند.
۲. داغ یا مُهری که بر ران چهارپایان، به ویژه اسب، می زدند، نشان، علامت.
۳. در دورۀ ایلخانان مغول و صفوی، مالیات راهداری و عوارضی که در راه ها و دروازه ها از کالاهای بازرگانی می گرفتند.

فرهنگ معین

(تَ ) [ مغ . ] (اِ. ) ۱ - مُهر، داغ . ۲ - مهری که در قدیم پادشاهان مغول به فرمان های خود می زده اند. ۳ - باج ، خراج .

دانشنامه آزاد فارسی

رجوع شود به:آل
wikijoo: تمغا

فرهنگ فارسی

نشان، داغ، مهر، علامت، مهری که به فرمانهامیزدند
( اسم ) ۱ - نشان داغ علامت . ۲ - مهری که در قدیم بفرمانهای شاهی میزده اند . ۳ - مالیاتی که بمال التجاره می بستند مالیات بر مال و سرمایه ( ایلخانان ) . ۴ - رسومات وعوارض شهرداری ( ایلخانان ) .

دانشنامه عمومی

تَمغا یا تمگا مهر و نشانی بوده که با مرکب سرخ یا شنگرف بر اسناد، نامه ها و فرمان ها می زدند. در متون اسلامی این واژه به صورت اَلْتَمغا، تمغاء آل، آل تمغا، آل طَمغی و یک مورد تَمْقا (تذکرةالملوک) ثبت شده است.آق اولی   آلایونتلو   افشار   بیات   بایندر   بیگدلی   بوگدوز   چاوولدور   چپنی   دودورغا ...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] تَمغا، واژه ای ترکی ـ مغولی به معنای داغ، مُهر و نشان و نیز گونه ای از مالیات است. این واژه را به صورتهای طمغا، طمغه، تامقا، تامغا، تمغه، تمقا، دامغا و دامغه نیز ضبط کرده اند.بر اساس منابع قدیمی چینی، اویغورها در قرن پنجم میلادی و اقوام اغوز/ غُز در قرن پنجم/ یازدهم، احتمالاً به تقلید از چینیها، برای شناسایی احشام خود و اثبات مالکیتشان، بر گوش یا کفل چهارپایان قبیله خود داغ می زدند و آن...

کلمات مرتبط

  • تمغا زدن
  • تمغا کردن
  • تمغا جرئت
  • تمغا جرات
  • آل تمغا
  • آلتون تمغا
  • ال تمغا
  • التون تمغا
  • التمغا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات